اخبار

اخبار

یادداشت حمیدرضا نعیمی درباره نمایش مفیستو

چرا نمايش «مفيستو» تحسين همگان را برمي‌انگيزد؟

اين روزها مي‌شنوم كه بهترين نمايشي كه در پايتخت اجرا مي‌شود كار آقاي مسعود دلخواه است. سال‌هاست كه ايشان را مي‌شناسم. نگاه عاشقانه و مؤمنانه‌اش به تئاتر، سختكوشي بي‌مثالش، مؤلف‌بودن و محبوبيتش و اضافه كنيم معلم بودنش كه قابل ستايش است. او براي تئاتر ساخته شده و تئاتر هم او را دوست دارد ... هدفش در ميانِ هوسبازي‌هاي رايج، آشفتگي حال و روزِ اين سال‌هاي تئاتر ايران، گم نشده. به تشويق‌ها و تكفيرها كاري ندارد. او نگاه و برداشتش از دنيا، هستي، انسان، سياست، جامعه، فلسفه و هنر را عرضه مي‌دارد و به ديالوگ‌هايي كه بين تماشاگران به راه انداخته گوش مي‌سپارد. او كارش را كرده است.

مفيستو، بزرگ‌ترين قمار او حتي بيش از نمايش «بيگانه» است. بيگانه، نمايشي تماما حرفه‌اي است كه مي‌تواني دوستش داشته باشي يا نداشته باشي، اما نمايش «مفيستو» مدرسه‌اي است كه نمي‌تواني شكوه‌اش را نبيني، صدايش را نشنوي، بر نخيزي و از بودن او به تئاتر ايران افتخار نكني. نمايش «مفيستو» يك نمايش الگو به حساب مي‌آيد. نمايشي كه براي همه اجزاي آن فكر شده، نمايشنامه، كارگرداني، طراحي صحنه، لباس، نور، موسيقي و انتخاب تئاتر مولوي ...

بي‌شك درباره تنوع تابلوها، طراحي حركت‌ها، تصويرسازي، ريتم، هدايت بازيگران (كه فقط چند تن از آنان جزء بازيگران صاحب تجربه، خوب و پرتلاش تئاتر ايران هستند)، فضاسازي و انتخاب شايسته متن در اين برهه از زمان دوستان و اساتيد گفته‌اند و نوشته‌اند. اما آن چه كه بيش از همه براي من اهميت دارد: مدرسه نمايش مفيستو است. در روزگاري كه دانشگاه‌هاي دولتي و آزاد كيفيت آموزش و پرورش دانشجويان را به دست فراموشي سپرده‌اند، در روزگاري كه دانشگاه آزاد به سوداگري روي آورده و به اندازه تاريخ اكتورز استوديو در دو سه سال دانشجو مي‌پذيرد تا كلاس‌هاي مباني و عملي‌اش را با سي دانشجو در فضايي چهار در چهار متر برگزار كند و دانشگاه‌هاي دولتي به استادان مدعوش حق‌الزحمه‌اي كمتر از يك شاگرد بنا يا نقاش پرداخت نمايند، در روزگاري كه هر كسي مي‌تواند به راحتي دانشجوي حرفه و هنر سخت تئاتر باشد و دولت و وزارت آموزش عالي، سهل و آسان از ايجاد بازار كار و آينده‌اي مطمئن براي زندگي و معاش اين همه نيرو سلب مسؤليت مي‌كند، رسالت آقاي مسعود دلخواه برايم مقدس مي‌شود. ايشان يك تنه دست به آموزش جمع كثيري از هنرجويان و دانشجويان مي‌زند. بخش اعظمي از آن چه را كه آنها بايد در دانشگاه‌هاي الكن و آموزشگاه‌هاي مجاز غير استاندارد ياد بگيرند كه هيچگاه فرانخواهند گرفت، بي‌ترديد در اين مدرسه خواهند آموخت. اين مدرسه برايم قابل احترام است و اين معلم قابل ستايش. اي كاش شرايط كار كردن و حمايت صدچنداني از چنين نمايش‌هايي (شما بخوانيد مدرسه‌هايي) سرلوحه مراكزي همچون جهاد دانشگاهي و مركز هنرهاي نمايشي قرار بگيرد.

و قدر بدانيم وجود بزرگاني چون آقاي مسعود دلخواه را ... .

رخدادهای ماه